استلات

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- غذای اطراف کاسه را با انگشت پاک کردن و خوردن.
۲- کنایه از: خوردن تا ته ظرف.

    استلحاق

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- فراخواندن کسانی را برای به هم آمدن، درخواست ملحق گردیدن.
    ۲- دعوی کردن که فرزند از آن من است، به خود نسبت دادن.

      استمالت

      (اِ تِ لَ) [ ع. استماله ]
      ۱- (مص م.) دلجویی کردن.
      ۲- (اِمص.) دلجویی، نوازش.
      ۳- (مص ل.) میل کردن به سویی.

        پیمایش به بالا