استقلال

(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- خودمختار بودن.
۲- اداره کشور با اختیار و آزادی بدون مداخله کشورهای بیگانه.

    استکان

    (اِ تِ) [ روس. ] (اِ.) ظرف کوچک استوانه‌ای شکل از جنس شیشه یا بلور که معمولاً جهت نوشیدن چای به کار می‌رود.

      استکانت

      (اِ تِ نَ) [ ع. استکانه. ]
      ۱- (مص ل.) زاری کردن.
      ۲- خضوع نمودن.
      ۳- (اِمص.) فروتنی.

        استکبار

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) بزرگ د یدن کسی یا چیزی را.
        ۲- (مص ل.) تکبر کردن.
        ۳- خودنمایی، گردنکشی کردن.

          استکتاب

          (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- طلب نوشتن چیزی را کردن.
          ۲- نسخه برداشتن، رونوشت برداشتن.

            پیمایش به بالا