کج

(کَ) (ص.)۱ – خمیده، ناراست.
۲- نافرمان.

    کج

    (~.) (اِ.) نوعی از ابریشم خام.

      کج بیل

      (کَ) (اِمر.) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند.

        کج بین

        (~.) (ص فا.)
        ۱- آن که خطا بیند.
        ۲- احول، لوچ، دوبین.

          کج خرام

          (~. خُ یا خَ) (ص فا.)
          ۱- آن که بد – خرامد.
          ۲- بدمعامله.

            Scroll to Top