کدونیمه

(کَ مِ) (اِمر.) کوزه، کدویِ میان تهی خشک کرده که در آن شراب ریزند.

    کدیر

    (کَ دِ) [ ع. ] (ص.) هر چیزی که تیرگی داشته باشد.

      کدین

      (کَ دِ) (اِ.) چوبی که رخت شویان با آن جامه را هنگام شستن می‌کوبیدند. کدنگ و کدینه نیز گفته می‌شود.

        کدیور

        (کَ وَ) (ص مر.)
        ۱- کدخدای خانه.
        ۲- کشاورز، بزرگر.
        ۳- ریش سفید قوم.

          کذا

          (کَ) [ ع. ] (ق.) این چنین، چنین.

            کذاب

            (کَ ذّ) [ ع. ] (ص.) دروغگو، مکار، حیله گر.

              کذب

              (کِ ذْ) [ ع. ] (اِ.) دروغ، دروغ گفتن.

                Scroll to Top