کلب
(کَ لَ) (اِ.) منقار مرغان.
(~. اَ غَ) [ ع. ] (اِمر.) سگ کوچک. یکی از صورتهای فلکی جنوبی است که به شکل سگ کوچکی فرض شدهاست و ستاره معروف آن شعرای شامی یا غمیصاء میباشد.
(~. اَ ظَ) [ ع. ] (اِمر.) سگ بزرگ. یکی از صورتهای فلکی جنوبی که به شکل سگ بزرگی فرض شدهاست و ستاره پُر نور و معروف آن شعرای یمانی یا تیشتر است.
(کَ بَ تِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ابزاری انبرک مانند که با آن در سابق دندان میکشیدند.
۲- انبر آهنگران.
(کَ تِ) (ص.)
۱- حیوان پیر و از کار افتاده.
۲- کسی که زبانش میگیرد و قادر به ادای کامل کلمات نیست.
۳- بریده دم.