کلندی

(کَ لَ)
۱- (ص نسب.) منسوب به کلند.
۲- کلندگر.
۳- (اِمر.) زمین سخت و درشت.

    کلنگ

    (کُ لَ) (اِ.)
    ۱- آلت آهنی نوک تیز که از آن برای کندن جاهای سفت زمین استفاده می‌کنند.
    ۲- دُرنا.

      کلنگی

      (~.) (ص نسب.) هر آن چه که به درد خراب کردن بخورد، قدیمی (خاصه ساختمان).

        کلنی

        (کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) سرزمینی که گروهی از جای دیگر بدان جا کوچ کنند. مهاجرنشین، مستعمره.

          کله

          (کُ لَ یا لِ) (ص.)
          ۱- کوتاه، ناقص.
          ۲- بی دم، بی دسته.
          ۳- (اِ.) شرم مرد، ذکر.

            کله

            (کَ لَّ یا لُِ) (اِ.)
            ۱- سر، رأس (اعم از انسان یا حیوان).
            ۲- هر چیز گرد.
            ۳- هوش، عقل.
            ۴- جمجمه (جانوری).
            ۵- ویژگی آجری که از عرض چیده شده باشد ؛ ~ی کسی بوی قرمه سبزی دادن کنایه از: توقعات و انتظارات فزون تر از حد خود در سر پروراندن، داخل سیاست شدن و سخنان ضد حکومت گفتن. ؛ ~ی کسی گرم شدن کنایه از: مست شدن. ؛پس ~ی کسی زدن کنایه از: کسی را به کاری واداشتن.

              کله

              (کِ لَّ) [ ع. کله ] (اِ.) روپوش، پشه بند، سایبان، ج. کِلَل.

                کله

                (کَ لَ یا لِ) (اِ.)
                ۱- رخساره، روی، چهره.
                ۲- گوی که در وقت خندیدن بر دو طرف روی پیدا شود.

                  پیمایش به بالا