کهر

(کَ هَ) (ص.) اسبی که رنگش سرخ مایل به سیاهی باشد.

    کهربا

    (کَ رُ) (اِ.) یک نوع صمغ درختی به رنگ‌های زرد، سرخ و سفید که مانند سنگ سفت می‌شود. در اثر مالش خاصیّت الکتریسته پیدا می‌کند.

      کهره

      (کَ رَ یا رِ) (اِ.) بزغاله شیر مست.

        کهشته

        (کُ هَ تَ یا تِ) (اِ.) = کهسته: کوزه پر آب.

          کهف

          (کَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- غار. ج. کهوف.
          ۲- پناه، ملجا.
          ۳- مهتر، قوم.

            کهکشان

            (کَ کَ) (اِ.) = کاهکشان: مجموعه‌ای از بیلیون‌ها ستاره‌است که برخی از آن هابه مراتب بزرگتر از خورشید می‌باشند، اما به علت فاصله زیاد، کوچکتر از خورشید به نظر می‌آیند. در بین ستارگان کهکشان‌ها، مقادیر زیادی گاز و ابرهایی از گرد و غبار وجود دارند که به گازهای بین ستاره‌ای معروفند، این گازها اغلب از هیدروژن تشکیل می‌شوند که ب ه وجود آورنده ستارگان می‌باشند. کهکشان ما یا راه شیری یکی از این کهکشان هاست که در شب‌های صاف مانند نواری نورانی و ابر مانند در آسمان دیده می‌شود.

              کهل

              (کَ) [ ع. ] (ص.) مسن، سالخورده.

                پیمایش به بالا