کوتاه آمدن
(مَ دَ) (مص ل.) صرف نظر کردن، گذشتن.
(تَ) (اِ.) = کتک:
۱- چوبدستی، عصا.
۲- دسته هاون.
۳- چوب گازران.
۴- ضرب (مطلق) زدن (چه با چوب و چه غیر آن)، کتک.
(کُ تَ) [ تر – مغ. ] (اِ.) = کتل:
۱- تپه، گردنه.
۲- علمی که پیشاپیش دستههای عزاداری ایام محرم و صفر حرکت دهند و آن مرکب است از چوبی که با پارچههای رنگارنگ یا ابریشمی آن را تزیین کنند.