(اِ.) نوعی از پارچه ابریشمین زر – دوزی.
(ص.) دارای کوک به عنوان وسیله تنظیم مثل ماشین، ساعت، عروسک و…
(اِ.) گلیم و پلاس کهنه.
(اِ.) پشت، به ویژه بخش بالای پشت انسان یا حیوان، گُرده.
(اِ.) ۱- کتف، دوش. ۲- آبگیر، برکه.
(کَ دَ) (مص م.)(عا.) حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت.
(اِ.) = شولا: جامهای پشمین که شبانان پوشند.
(اِمر.) آبگیر، استخر.
(اِ.) طوفان دریا، موج شدید و بزرگ.
(کَ دَ)(مص ل.)۱ – متلاطم شدن امواج دریا. ۲- (عا.) هنگامه به پا کردن.