کیست

[ فر. ] (اِ.) کیسه‌ای با جدار غشایی در بافت‌ها، دارای ماده مایع یا نیمه جامد که ممکن است طبیعی یا مرضی باشد.

    کیسه

    (س) (اِ.)
    ۱- پارچه‌ای که اطراف آن را دوخته باشند تا بتوان چیزی در آن ریخت.
    ۲- جیب. ؛ ~ دوختن برای چیزی طمع کردن در آن چیز. ؛ از ~ی خلیفه بخشیدن کنایه از: از جیب دیگری یا به حساب دیگری بخشیدن. ؛سر ~ را شل کردن کنایه از: پول خرج کردن.

      کیسه کش

      (~. کِ) (اِ.) کارگری که در حمام‌های همگانی تن مشتریان را شستشو می‌دهند.

        کیش

        [ په. ] (اِ.) دین، مذهب، آیین.

          کیش

          (اِ.)
          ۱- پر مرغ (مطلقاً).
          ۲- پری که بر تیر نصب می‌کردند (خصوصاً) تیر چارکیش: تیر چهار پر.

            کیش

            (اِ.) نوعی پارچه که از کتان بافند.

              کیش

              (اِ.)
              ۱- حرکتی در بازی شطرنج که باعث تهدید شاه شده و شاه ناگزیر به تغییر خانه خود می‌شود.
              ۲- کلمه‌ای برای راندن پرندگان.

                کیغ

                (کِ) (اِ.) چرک‌های گوشه چشم.

                  پیمایش به بالا