کیخ

(اِ.) چرکی که در گوشه‌های چشم پیدا شود.

    کیر

    (اِ.) اندام تناسلی نر به ویژه انسان که ادرار و منی از طریق سوراخی در سر آن دفع می‌شود، نره، ذکَر، قضیب. ؛به ~ گاو زدن در پخش مالی یا چیزی اسراف کردن.

      کیس

      (کَ یُِ) [ ع. ] (ص.) زیرک، خردمند، هوشیار.

        کیس

        (کِ یْ) [ انگ. ] (ص.)
        ۱- وضعیت، سرگذشت و حالت، مورد، نمونه.
        ۲- جعبه – ای که اجزای اصلی سخت افزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود، محفظه، کازه. (فره).

          پیمایش به بالا