کیوسک

(سْ) [ فر. ] (اِ.) اتاقکی که هر سوی آن باز است، دکه، دکان کوچک.

    کیوی

    (اِ.) درختچه‌ای بالارونده از تیره‌ای نزدیک به تیره گل سرخیان با گل‌هایی نرم و شش گلبرگ و میوه‌ای تخم مرغی شکل که پوست آن نازک، کرکدار و قهوه‌ای رنگ است. میوه آن سرشار از ویتامین C می‌باشد.

      گ

      (حر.) بیست و ششمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۲۰ در حساب ابجد.

        گاباره

        (رِ) (اِمر.)
        ۱- گله گاو.
        ۲- غار، شکاف. گاپاره نیز به این معنی است.

          گات

          [ په. ] (اِ.) = گاته. گات‌ها: سروده‌های زردشت، قدیمی ترین بخش اوستا.

            گاجمه

            (جُ مِ) (اِ.) قسمی گاوآهن که در برنجکاری به کار برند.

              گار

              [ په. ] پسوندی است که به ریشه فعل می‌پیوندد و افاده فاعل می‌کند. آموزگار (صیغه شغل)، پذیرفتگار (صفت فاعلی)، سازگار (صیغه مبالغه).

                گار

                [ فر. ] (اِ.) ایستگاه قطار راه آهن.

                  پیمایش به بالا