گرافیت

(گِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی زغال که از آن در ساختن مداد استفاده می‌کنند.

    گرافیست

    (گِ) [ فر. ] (اِ.) کسی که با کمک خط‌ها و نوشته‌ها نقش‌هایی زینتی پدید می‌آورد.

      گرافیک

      (گِ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- هنر ترسیم خط و نوشته و پدید آوردن نقش‌های تصویری بر یک سطح برای القای پیامی معین، هنر ترسیمی ارتباط تصویری.
      ۲- نمودار.

        گرامافون

        (گِ فُ) [ فر. ] (اِ.)دستگاه مخصوصی که صدا را روی صفحه ضبط و پخش می‌کند.

          گرامی

          (گِ) [ په. ] (ص.) عزیز، محبوب، مکرم، بزرگ.

            گران

            شدن (~. شُ دَ) (مص ل.)
            ۱- سنگین شدن، وزین شدن.
            ۲- بالا رفتن نرخ.

              گران

              (گِ) [ په. ] (ص.)
              ۱- سنگین، ثقیل.
              ۲- پربها.
              ۳- بسیار، بی شمار.
              ۴- سنگینی، سنگینی غم.
              ۵- ناگوار، ناپسند.
              ۶- طاقت فرسا، مشکل.
              ۷- عظیم، بزرگ.
              ۸- مؤثر، کاری.

                پیمایش به بالا