گزلیک

(گَ یا گِ) [ تر. ] (اِ.) چاقوی کوچک دسته دار.

    گزمه

    (گَ مِ) [ تر. ] (اِ.) شبگرد، پاسبان.

      گزند

      (گَ زَ) [ په. ] (اِ.)۱ – آسیب، آفت.
      ۲- چشم زخم.

        گزنه

        (گَ زَ نِ یا نَ) (اِ.) گیاهی است یک ساله یا پایا با برگ‌های متقابل. گونه‌های مختلف گزنه پوشیده از خارهای گزنده‌است که پس از لمس، محتویات سوزآور غده زیر آن در پوست بدن وارد می‌شود و ایجاد سوزش می‌کند.

          پیمایش به بالا