گل آرایی

(~.) (حامص.) هنر ترکیب و تنظیم گل و متفرعات آن از قبیل برگ و شاخه در گلدان به کمک عناصر و عواملی از قبیل سنگ ریزه و کنده درخت و امثال آن به نحو متناسب.

    گل افشان

    (گُ. اَ) = گل افشاننده:
    ۱- (ص فا.) افشاننده گل، گل ریز.
    ۲- (حامص.) گل افشاندن خاصه در ایام جشن (مانند نوروز).
    ۳- (اِمر.) نوعی آتشبازی.
    ۴- مخملک، سرخک و آبله مرغان.

      گل انداختن

      (~. اَ تَ) (مص ل.)(عا.)
      ۱- سرخ شدن، برافروخته شدن.
      ۲- گرم شدن (گفتگو).
      ۳- نقش انداختن.

        گل بیز

        (گُ) (ص فا.)
        ۱- گل افشان، گلریز.
        ۲- معطر، خوشبو.

          گل خواندن

          (~. خا دَ) (مص ل.) در اصطلاح قماربازان همه نقد خود را یکباره بر داو نهادن، در این موقع کلمه «گل» را بر زبان رانند.

            پیمایش به بالا