گفتاردرمانی

(~. دَ) (حامص.)
۱- معالجه بیماری‌های روانی از راه گفت و گوی پزشک و بیمار.
۲- استفاده از روش‌های توان بخشی برای درمان اختلال‌های تکلم.

    گفتن

    (گُ تَ) [ په. ] (مص م.)
    ۱- صحبت کردن، حرف زدن.
    ۲- به نظم درآوردن، سرودن.
    ۳- معتقد بودن.
    ۴- آواز خواندن.
    ۵- پنداشتن، تصور کردن.
    ۶- نامیدن.

      گل

      (گُ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- عضو تولید مثلی و تکثیر گیاهان که از برگ‌های تغییر شکل یافته به وجود آمده‌است. گل ممکن است سلول‌های هر دو جنس نر و ماده را شامل باشد و یا فقط ممکن است سلول‌های یک جنس (نر و یا ماده) را دربرداشته باشد. اکثر گل‌ها دارای رنگ‌های مختلف و بوی مطبوع می‌باشند و زیبایی خاصی دارند و از این جهت به عنوان زینت نگه داری می‌شوند.
      ۲- به طور عام هر گیاه علفی گل دار.
      ۳- غنچه وا شده، غنچه شکفته.
      ۴- مطلق گُل سرخ.
      ۵- اخگر، شعله.
      ۶- خوب، دوست داشتنی.
      ۷- محبوب، معشوق.
      ۸- هر چیز زیبا و محبوب.
      ۹- نوایی است از موسیقی قدیم.
      ۱۰ – قسمت مرکزی هندوانه که خوش خوراک تر است.
      ۱۱ – چهره سرخ و خوش آب و رنگ.
      ۱۲ – اشکال هندسی شش گوشه و هشت گوشه و ده گوشه و دوازده گوشه و غیره که در خاتم سازی به کار می‌رود. ؛~ از ~ کسی شکفتن چهره کسی از شادی درخشیدن. ؛ ~ سرسبد کنایه از: نمونه اعلاء، نمونه بهترین. ؛~کاشتن کنایه از: هنرنمایی کردن، کار نظرگیری انجام دادن.

        گل

        باقالی (گُ) (ص.) دارای خال‌ها یا لکه‌های رنگی در یک زمینه مشخص.

          گل

          (~.) [ انگ. ] (اِ.)
          ۱- دروازه، در بازی‌هایی مانند فوتبال، جایی که باید توپ داخل آن شود تا امتیاز به دست بیاید.
          ۲- امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل تعلق گیرد.

            گل

            (گِ) [ په. ] (اِ.) خاک آمیخته با آب. ؛ در جایی را ~گرفتن کنایه از: جایی را یک باره تعطیل کردن.

              گل آذین

              (گُ) (اِمر.)
              ۱- آرایش و چگونگی قرار گرفتن گل‌ها بر روی ساقه گیاهان.
              ۲- نامی از نام‌های زنان.

                پیمایش به بالا