اسنان

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سِن.
۱- دندان‌ها.
۲- دندانه داس.
۳- تیزی مهره پشت.
۴- سال‌های زندگی.

    اسنه

    (اَ س ِ نَّ) [ ع. اسنه ] (اِ.) ج. سنان ؛ دندان‌ها، سرهای نیزه‌ها، سرهای عصاها.

      اسنی

      (اَ نا) [ ع. ] (ص تف.)
      ۱- سنی تر، عالیتر، بلندتر، اعلی.
      ۲- روشن تر.

        اسهاب

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) از اندازه گذشتن.
        ۲- سخن را دراز گردانیدن.
        ۳- (اِمص.) پُرگویی، اطناب.
        ۴- واگذاشتن چهارپایان سواری.
        ۵- بسیار بخشش کردن.
        ۶- شیر مکیدن بزغاله از مادر.

          اسهام

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سهم ؛ بهره‌ها، بخش‌ها.

            اسوار

            (اُ یا اِ) [ معر. ] (ص.) سوار. ج. اساور، اساوره.

              پیمایش به بالا