اسنان
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سِن.
۱- دندانها.
۲- دندانه داس.
۳- تیزی مهره پشت.
۴- سالهای زندگی.
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) از اندازه گذشتن.
۲- سخن را دراز گردانیدن.
۳- (اِمص.) پُرگویی، اطناب.
۴- واگذاشتن چهارپایان سواری.
۵- بسیار بخشش کردن.
۶- شیر مکیدن بزغاله از مادر.