گنجینه

(گَ نِ) (اِ.) خزانه، جای نگه داری زر و سیم.

    گند

    (گَ) (اِ.)
    ۱- بوی بد، عفونت.
    ۲- کثافت، آلودگی. ؛ ~ ِ چیزی بالا آمدن (درآمدن): (عا.) فساد آن آشکار شدن. ؛ ~چیزی را بالا آوردن: (عا.) کاری را بسیار بد انجام دادن، رسوا شدن.

      گند

      (~.) (اِ.) (قالی بافی) کله، گره.

        گندا

        (گَ) (ص فا.) هر چیزی که از آن بوی ناخوش آید.

          گندله

          (گُ دُ لَ یا لِ)
          ۱- (ص.) گِرد، مانند گلوله.
          ۲- ریسمان گلوله شده.

            گندم

            (گَ دُ) (اِ.) گیاهی است یک ساله، علفی با ریشه افشان و ساقه میان تهی که از آرد آن برای پختن نان استفاده می‌شود.

              پیمایش به بالا