گوجه

(گُ جِ) (اِ.) درختی است از تیره گل سرخیان که میوه آن کوچک و آبدار، دارای پوست نازک به رنگ سبز یا سرخ و یک هسته سخت است.

    گوجه فرنگی

    (~. فَ رَ) (اِ.) گیاه علفی از تیره بادنجانیان، میوه آن کروی، سرخ و گوشت دار و خوراکی است.

      گوچاه

      (گَ یا گُ) (اِمر.) گودالی که چندان عمیق نباشد و ته آن را بتوان دید، حفره.

        گود

        (گَ یا گُ)
        ۱- (ص.) عمیق، ژرف.
        ۲- (اِ.) جایی در زورخانه که به شکل‌های چهارگوش و شش گوش ساخته می‌شود برای انجام حرکات ورزشی یا کشتی.

          گوداب

          (اِمر.) = گوذاب:
          ۱- دوشاب. آشی است که از گوشت و برنج و نخود و مغز گردکان پزند و قاتق آن را سرکه و دوشاب کنند؛ آشی حبشی.
          ۲- (عا.) لکه زردی که به هنگام خشک کردن لباس بر اثر عدم مواظبت بر آن افتد؛ اشگو.
          ۳- لکه زردی که در گچ دیوار افتد.

            گودبای پارتی

            [ انگ. ] (اِ.) جشنی که به مناسبت مسافرت کسی و برای خداحافظی کردن با او برپا می‌شود.

              گودر

              (گَ یا گُ دَ) (اِ.)
              ۱- بچه گاو، گوساله.
              ۲- بچه گاو کوهی، بچه گوزن.
              ۳- پوست گوساله.
              ۴- نوعی غله خودرو که در میان زراعت گندم و جو روید و آن راجدور یا جودره خوانند.
              ۵- نام مرغی است کوچک از نوع مرغابی که گوشت آن به غایب بدبو می‌باشد.

                گودنشین

                (گُ. نِ) (ص.)دارای محل سکونت در یک گود. کنایه از: آدم‌های مفلس و بی خانه.

                  پیمایش به بالا