گورخر

(رِ خَ) (اِمر.) حیوانی است شبیه خر که بدنش خط‌های سیاه دارد.

    گورخوان

    (خا) (ص فا.) = گورخواننده:
    ۱- آن که بر سر قبر قرآن خواند؛ قاری قرآن بر گور مرده.
    ۲- آن که بر سر قبر تلقین میت کند؛ ملقن.

      گوردین

      (اِ.) = کوردین:
      ۱- گلیم و پلاس.
      ۲- جامه‌ای پشمین مانند کپنک که فقیران و درویشان پوشند.

        گورزا

        (ص مف) = گورزاده:
        ۱- در گذشته چون زن آبستنی که زادنش نزدیک بود می‌مرد، او را در گور می‌نهادند و شخصی را روی گور می‌گماشتند و نی یا لوله‌ای از درون گور به بیرون می‌گذاشتند تا چون کودک زاده شود صدایش از آن لوله شنیده شود و گور را بشکافند و بیرون آورند. عامه این کودکان را گورزا می‌گفتند و معتقد بودند که چنین کودکی کوتاه قد خواهد شد.
        ۲- کوتاه قد، کوتوله.

          گورک

          (رَ) (اِ.) سنگی که گازران جامه بر آن زنند و شویند.

            گورگا

            (گَ وُ) (اِ.) [ مغ. ] = گورگه: طبل، کوس.

              پیمایش به بالا