گورماست

(اِمر.) = گوره ماست:
۱- ماستی که از شیر گورخر باشد.
۲- ماست چکیده‌ای است که شیر خام در آن داخل کنند و بر هم زنند و خورند و گاه آب غوره یا سماق در آن زنند.

    گورن

    (رَ) (اِ.) [ تر – جغتابی ]
    ۱- حلقه‌ای که لشکری در گرد چیزی تشکیل دهد.
    ۲- نوعی اردوگاه که به وسیله گردونه‌هایی – که به شکل دایره تنظیم کنند – سنگربندی شود.

      گوریده

      (دَ یا دِ) (اِمف) آشفته، درهم و برهم.

        گوریل

        [ فر. ] (اِ.) نوعی از میمون شبیه به انسان که بلندی اش تا دو متر هم می‌رسد، دُم ندارد و بدنش از موهای بلند و زیادی پوشیده شده‌است.

          گوز

          (اِ.) باد صداداری که از مخرج انسان خارج می‌شود، تیز، ضرطه. ؛ ~ چه ربطی به شقیقه دارد کنایه از: دو چیز نامتجانس و نامربوط، جواب حرف نامربوط. ؛گنده ~ی کردن ادعا کردن، تفاخر بی اصل و اساس کردن.

            پیمایش به بالا