(اِمر.) مابین چشم و گوش، شقیقه.
(اِ.) مرغ گوشت ربا، غلیواج، زغن.
[ فر. ] (اِ.) دفتر راهنمای یک شهر یا یک کشور.
(ص.) ۱- قرمساق، دیوث. ۲- بی – جرأت.
۱ – (اِمص.) گرفتگی، مانع. ۲- دشواری در کار، اشکال. ۳- (ص.) گرفتار، اسیر.
(وَ دَ) (مص م.) (عا.) ۱- به دست آوردن. ۲- اسیر کردن، مقید ساختن.
(دَ) (مص ل.) (عا.)بند کردن، به کسی یا موضوعی پرداختن و از آن دست نکشیدن.
(ص فا.) ۱- گیرنده، جذاب. ۲- فریبنده، زیبا. ۳- اثرگذار، مؤثر.
(اِمر.) ۱- بحبوحه، لحظه حساس.
(حامص.) جذابیت، گرفتگی.