گید

(اِ.) مرغ گوشت ربا، غلیواج، زغن.

    گید

    [ فر. ] (اِ.) دفتر راهنمای یک شهر یا یک کشور.

      گیدی

      (ص.)
      ۱- قرمساق، دیوث.
      ۲- بی – جرأت.

        گیر

        ۱ – (اِمص.) گرفتگی، مانع.
        ۲- دشواری در کار، اشکال.
        ۳- (ص.) گرفتار، اسیر.

          گیر دادن

          (دَ) (مص ل.) (عا.)بند کردن، به کسی یا موضوعی پرداختن و از آن دست نکشیدن.

            گیرا

            (ص فا.)
            ۱- گیرنده، جذاب.
            ۲- فریبنده، زیبا.
            ۳- اثرگذار، مؤثر.

              پیمایش به بالا