(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) به هم در شدن، به هم پیوستن، در آمیختن، شبکه شبکه شدن.
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پوشیده شدن. ۲- مانند شدن چیزی به چیز دیگر. ۳- (اِ.) سهو، خطا.
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) سخت شدن، محکم شدن. ۲- نیرو گرفتن. ۳- (اِمص.) نیرومندی.
(اَ تَ) [ ع. ] (ص.) کسی که پلک چشمش کفته باشد، دریده چشم.
(اُ تُ) (اِ.) نک شتر.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- خریدن. ۲- فروختن. ۳- معامله.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) پیمان بستن، شرط کردن.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – شریک شدن، شرکت کردن. ۲- (اِمص.) انبازی، شراکت.
(اُ تُ) (ص مر.) نک شتربان.
(~.) (اِمر.) = شترخان: خوابگاه شتران.