لابه

(بِ) (اِ.)
۱- عجز، نیاز.
۲- التماس، زاری.
۳- خودستایی، تکبر.

    لابی

    [ انگ. ] (اِ.)
    ۱- سرسرای بزرگ ورودی، تالار ورودی هتل و مهمان خانه (فره).
    ۲- گروه یا جریانی که تلاش می‌کنند بر هیئت حاکمه یا بر کسانی در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارد.

      لابیرنت

      (رَ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- ساختمانی که دهلیزهای اصلی وفرعی بسیار دارد.
      ۲- تودرتو، پیچ در پیچ.

        لاپ آمدن

        (مَ دَ) (مص ل.) (عا.)
        ۱- در قمار تقلب کردن و جر زدن.
        ۲- لاف و گزاف گفتن، کارهایی را به دروغ به خود نسبت دادن.

          لاپه

          (پِ یا پَ) (اِ.) قطعه بریده از چوب و الوار.

            پیمایش به بالا