لا

[ ع. ]
۱- (حر.) حرف نفی، نه.
۲- بر سر اسم درآید و معنی نا می‌دهد: لاادری، لا – مذهب.

    لاابالی

    (اُ) [ ع. ] (ص مر.) در فارسی به معنای سهل انگار، بی قید. در عربی متکلم وحده از فعل مضارع (باک ندارم).

      لاادری

      (اَ) [ ع. ] (جمله فعلی: صیغه متکلم وحده). نمی‌دانم.

        لابد

        (بُ دّ) [ ع. ] (ق مر.)
        ۱- ناچار، ناگزیر.
        ۲- گویا، چنان که معلوم است.

          لابراتوار

          (تُ) [ فر. ] (اِ.) آزمایشگاه، محلی که در آن آزمایش‌های علمی و فنی انجام می‌شود.

            پیمایش به بالا