لاش و ماش
(شُ) (ص مر.) باطل، بیهوده.
(بَ) (اِ مر.) لایه تیره رنگی که در نتیجه پوسیدگی برگهای تازه یا خشک و ساقههای جوان افتاده بر روی خاک جنگل به وجود میآید.
(شْ خا)
۱- (اِ.) جانوری که از اجساد حیوانات تغذیه میکند.
۲- آن که از راههای نامشروع زندگی کند.
(ش)(اِ.) = لاش:
۱- مردار، لاشه، جسد.
۲- پست، زبون.
۳- تاراج، غارت.
۴- مجازاً سند مالی باطل شده که از اعتبار ساقط یا پرداخت شده.
(ص) [ ع. ] (اِفا.)
۱- چسبنده، دوسنده.
۲- (صباحیه، اسماعیلیه) یکی از مراتب پایین صباحیه که افراد آن بیعت کرده بودند بدون آنکه به اغراض و معتقدات این مذهب پی برده باشند.