[ ع. لاطی ء ] (اِفا.) امردباز، غلام باره.
(ع) [ ع. ] (اِفا.) بازی کننده، بازیگر.
(اِ.) شوخی، مسخرگی.
(اِ.) شاخهای از گیاه.
(غَ) (ص.) باریک، باریک اندام، نزار.
(دَ) (مص ل.)شوخی کردن، مسخرگی کردن.
(غَ یْ) [ ع. ] (ق مر.) نه دیگری، نه چیز دیگر.
[ په. ] (اِ.) ۱- خودستایی بی اصل و گزاف. ۲- رجز.
(زَ دَ) (مص ل.) خودستایی کردن غیرواقعی.
(فُ گَ) (اِمر.) سخنان بیهوده، ادعای بی اصل.