لب
(~.) سیلی، تپانچه، کاج. ؛ تو ~ رفتن شرمسار شدن، خجل شدن. ؛ ~تر کردن الف – سخن گفتن. ب – چیزی نوشیدن. ؛ ~گزیدن تأسف خوردن.
(~.) سیلی، تپانچه، کاج. ؛ تو ~ رفتن شرمسار شدن، خجل شدن. ؛ ~تر کردن الف – سخن گفتن. ب – چیزی نوشیدن. ؛ ~گزیدن تأسف خوردن.
(~. تَ. کَ دَ)(مص ل.)
۱- کنایه از: آب آشامیدن.
۲- (عا.) اشاره مختصر که به انجام کاری منجر شود.
(~. چَ رِ) (اِمر.) نخود و کشمش و انواع میوههای خشک که در مجالس بزم و وقت صحبت با یاران صرف کنند، شب چره، تنقلات.