(لَ. کِ) (حامص.) مرده کشی.
(لَ شُ)(ص مر.) بی غیرت، بی عار.
(لَ) (اِمر.) جایی که در آن آب ایستاده و در وی علف و نی بروید، باتلاق.
(لِ تَ) (مص م.) لیسیدن، لیس زدن.
(لَ) (اِ.) ۱- پاره. ۲- شبنم.
(لَ. لَ)(ص مر.)پاره پاره، لخت – لخت.
(لَ کَ) (اِ.) ۱- سپاه. ۲- واحد نظامی که به طور متوسط شامل سه تیپ است.
(~. ش)(ص فا.)لشکر شکاف، دلیر.
(~.) (حامص.) آماده کردن سپاه.
(~.) (اِمر.) جایی که لشکر اقامت کند.