لوام

(لَ وّ) [ ع. ] (ص.) بسیار نکوهنده، بسیار نکوهش کننده.

    لوامع

    (لَ مِ) [ ع. ] (ص.) جِ لامعه، لامع ؛ درخشنده‌ها، رخشان‌ها.

      لوامه

      (لَ وّ مَ یا مِ) [ ع. لوامه ] (ص.) بسیار ملامت کننده، نکوهنده.

        لواهب

        (لَ هِ) [ ع. ] (ص.) جِ لاهب و لاهبه ؛ آتش‌های شعله زن.

          لواهی

          (لَ) [ ع. ] (ص.) جِ لاهی و لاهیه ؛ بازدارنده‌ها، شواغل.

            لوایح

            (لَ یِ) [ ع. لوائح ] (اِ.) جِ لایحه و لایح.

              لوبشه

              (بَ شَ یا ش ِ) (اِ.) غله کوفته شده که هنوز از کاه جدا نشده باشد.

                لوبیا

                (اِ.) گیاه علفی بالارونده که به دور چوبی که در کنارش قرار می‌دهند می‌پیچد و بالا می‌رود. دانه‌های خوارکی آن در غلافی شبیه غلاف باقلا قرار دارد و انواع مختلف دارد: لوبیا سفید، لوبیا چیتی، لوبیا قرمز و…

                  پیمایش به بالا