لیتر

[ فر. ] (اِ.) واحدی برای اندازه گیری آب برابر با یک کیلوگرم.

    لیتک

    (تَ) (ص.)
    ۱- مفلس.
    ۲- بی سر و پا و لات.

      لیته

      (تِ) (اِ.)
      ۱- بادمجان پخته.
      ۲- ترشی بادمجان.

        لیتوگرافی

        (تُ گِ) [ فر. ] (اِ.) تهیه و کپی و مونتاژ فیلم و زینگ کارهای چاپی.

          لیث

          (لَ یا لِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- شیر، اسد.
          ۲- برج اسد.

            لیچار

            (اِ.)۱ – (عا.)سخنان بیهوده وبی معنی.
            ۲- مربا. ریچار، ریچال، لیچال نیز گفته می‌شود. ؛~ بار کسی کردن کنایه از: سخن درشت یا متلک نیش دار به کسی گفتن.

              لیر

              [ از آرا. ] (اِ.) آب غلیظی که از دهان و گوشه‌های لب فرو ریزد. و بیرون آید.

                لیرت

                (رَ) (اِ.)
                ۱- خود آهنی که به هنگام جنگ بر سر گذارند، مغفر.
                ۲- نوعی از سلاح، عزاره.

                  پیمایش به بالا