(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- اجازه داده شده. ۲- یکی از مراتب دعوت اسماعیلیان.
(مَ رُ بَ) [ ع. ] (اِ.) نیاز، ضرورت و احتیاج. ج. مآرب.
(مَ کَ) [ ع. ] (اِ.) خوراکی و خوردنی. ج. مآکل.
(مَ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) خورده شده. ۲- (ص.) قابل خوردن. ۳- خوشمزه، لذیذ.
(مَ) [ ع. ] (ص.) الفت گرفته، خو کرده.
(مَ مَ) [ ع. ] (اِ.) جای امن و پناهگاه.
(مَ) [ ع. ] (ص.) کسی که به او امر شده کاری انجام دهد.
(~. یَّ) [ ع. ] (اِ.) کاری که انجام آن از سوی مقامی واگذار و خواسته شدهاست.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آرزو شده.
(مَ) [ ع. ] (اِ.) آنکه از امامی پیروی کند.