(اَ شَ مّ) [ ع. ] (ص.) مرد خودپسند، خودبین.
(اِ مِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بیزاری، نفرت داشتن. ۲- (اِمص.) اکراه، نفرت.
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- بویانیدن. ۲- بو کردن.
(اَ مَ) [ ع. ] (ص تف.) شامل تر، فراگیرنده تر، ر سنده تر.
(~.) (ص.) نورس (خربزه و مانند آن) نوباوه.
(اَ شَ) (اِ.) جامه وارو، جامهای که وارو به تن کرده باشند.
(~.) (اِ.) = آشنا: ۱- (اِ.) شنا، شناوری، آب ورزی. ۲- (ص فا.) شنا کننده، شناگر.
(اَ) (اِ.) گوهر گرانبها، گوهر گرانمایه.
(اَ نَ) [ ع. ] (ص تف.) زشت تر، ناهنجارتر، بدتر، قبیح تر، اشنع اعمال.
( اُ ) (اِ.) نوعی سیگار که به نام شهر اشنو (اشنویه آذربایجان) نامیده شدهاست.