ماه نخشب

(~ نَ شَ) (اِمر.) ماهی که مقنع قرن دوم ه. ق. تا مدت چهار ماه هر شب از چاهی که پایین کوه سیام بود برمی آورد و چهار فرسخ در چهار فرسخ روشنایی می‌داد. این ماه را ماه کش و ماه کاشغر و ماه مقنع و ماه مُزوَّز نیز گفته‌اند.

    ماهانه

    (نِ) (اِ.) شهریه، پولی که هر ماه پرداخت می‌شود.

      ماهچه

      (چِ) (اِ.) سر علم به شکل هلال که آن را از طلا یا نقره می‌ساختند.

        ماهر

        (هِ) [ ع. ] (ص.) استاد و چیره دست در کار.

          ماهو

          (اِ.)
          ۱- زینت، آرایش.
          ۲- چوبدست ساربانان.

            ماهوار

            ۱ – (ص.) مانند ماه، مثل ماه.
            ۲- (اِ.) ماهیانه و شهریه.

              ماهواره

              (رِ)
              ۱- (ص.) مانند، ماه، زیبا.
              ۲- (اِ.) اجرامی که به مدار زمین پرتاب می‌شوند جهت انتقال علایم رادیویی و تلویزیونی از نقطه‌ای به نقطه دیگر در روی زمین، قمر مصنوعی.

                پیمایش به بالا