مجال

(مَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جولانگاه.
۲- فرصت.

    مجاملت

    (مُ مَ لَ) [ ع. مجامله ] (مص ل.)
    ۱- خوش رفتاری کردن.
    ۲- چرب زبانی کردن.

      مجان

      (مَ جّ) [ ع. ] (ص.) رایگان، دادن چیزی بدون دریافت بها.

        مجانب

        (مُ نِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- دور شونده، دوری گزیننده ؛ مق. مؤالف.
        ۲- در هندسه خط مستقیمی را مجانب یک منحنی می‌گویند که چون نقطه‌ای در روی منحنی حرکت کند و به سمت بی نهایت رود، فواصل این نقطه از این خط مرتب کم شود و میل به صفر کند.

          پیمایش به بالا