مجنب

(مُ جَ نَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- دور کرده، پرهیز داده.
۲- آن بعد که یک پرده رد کرده باشد؛ مق. طنینی، بقیه.

    مجهز

    (مُ جَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) مهیا کننده اسباب، تجهیزکننده.

      مجهل

      (مَ هَ) [ ع. ] (اِ.) بیابانی که نشانه‌ای در آن نباشد و مسافران راه به جایی نبرند.

        مجهود

        (مَ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) کوشش کرده شده.
        ۲- (اِ.) جهد، کوشش، سعی.

          مجهول الهویه

          (مَ لُ لْ هُ یِّ) [ ع. مجهول – الهویه ] (ص.) آن که یا آن چه هویت یا نام و نشان او نامعلوم باشد، ناشناس.

            پیمایش به بالا