محال

(مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ محل.
۱- محل‌ها، جای‌ها.
۲- بلوک.

    محامد

    (مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ محمده ؛ کردارهایی که موجب ستایش شود، خصلت نیکو.

      محامی

      (مُ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- حمایت کننده، دفاع کننده.
      ۲- وکیل دادگستری.

        محاوله

        (مُ وِ لِ) [ ع. محاوله ] (مص ل.)
        ۱- تیز نگریستن به سوی چیزی.
        ۲- حیله کردن برای به دست آوردن چیزی.

          پیمایش به بالا