محافظت

(مُ فَ ظَ) [ ع. محافظه ]
۱- (مص م.) نگاهبانی کردن، حفظ کردن.
۲- نگاه داشتن.
۳- (اِمص.) نگهبانی، حفاظت.

    محافظه کار

    (مُ فَ یا فِ ظَ یا ظِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که طرفدار سنن و آداب گذشته‌است و با بدعت‌ها و تشکیلات جدید مخالفت می‌ورزد.

      محاق

      (مُ) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) پوشیده شده، احاطه شده.
      ۲- سه شب آخر ماه قمری که در آن ماه از چشم ناظر زمینی دیده نمی‌شود.

        محاکات

        (مُ) [ ع. محاکاه ] (مص م.)
        ۱- حکایت کردن با یکدیگر.
        ۲- مشابه کسی یا چیزی شدن.

          محاکم

          (مَ کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ محکمه ؛ دادگاه‌ها.

            محاکمه

            (مُ کِ مِ) [ ع. محاکمه ] (مص ل.)
            ۱- با کسی به دادگاه رفتن و برای هم اقامه دعوی کردن.
            ۲- دادرسی.

              پیمایش به بالا