محضور

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- حاضر شده.
۲- چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند.

    محط

    (مَ حَ طّ) [ ع. ] (اِ.) محل فرود آمدن.

      محط

      (مَ حَ طّ) [ ع. ] (اِ.) محل فرود آمدن. ؛~ رحال بارانداز کاروان.

        محفظه

        (مَ فَ ظِ) [ ع. محفظه ] (اِ.)
        ۱- آنچه که در آن چیزی را نگهداری کنند.
        ۲- کیف دستی.

          محفل

          (مَ فِ) [ ع. ] (اِ.) انجمن، مجلس. ج. محافل.

            محفه

            (مَ حَ فِّ) [ ع. محفه ] (اِ.) تخت روان، کجاوه.

              محفور

              (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
              ۱- حفر شده، کنده شده.
              ۲- کسی که دندان‌های وی خالی یا فرسوده شده.

                پیمایش به بالا