محفوره

(مَ رَ یا رِ) (اِ.) زیلو و قطیفه خواب دار که مردم فرش خانه و غیره کنند.

    محفوری

    (~.) [ ع. ] (اِ.) ظاهراً مالی بوده که به مصادره و جریمه یا به عنوان طرح یا مالیات اجباری از کسی می‌گرفتند.

      محفوری

      (مَ) [ ع. ]
      ۱- (ص نسب.) منسوب به محفور.
      ۲- (اِ.) فرش‌های مخصوص از قبیل زیلو و قطیفه خواب دار و غیره که در شهر «محفوره» می‌بافتند.

        محفوظات

        (مَ) [ ع. ] (اِمف.) جِ. محفوظه.
        ۱- حفظ شده.
        ۲- آن چه در ذهن و یاد نگه داشته شده باشد.

          محق

          (مَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) تأخیر گردانیدن.
          ۲- محو کردن، پاک کردن.
          ۳- کاستن، کاهانیدن.
          ۴- (مص ل.) کاهیدن.

            پیمایش به بالا