مخالت

(مُ لَّ) [ ع. مخاله ]
۱- (مص ل.) دوستی کردن با هم.
۲- (اِمص.) دوستی.

    مخالست

    (مُ لَ یا لِ سَ) [ ع. مخالسه ]
    ۱- (مص ل.) شتاب کردن، عجله کردن.
    ۲- (اِمص.) شتاب، عجله.

      مخالف

      (مُ لِ) [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) خلاف کننده، ناموافق، ضد.
      ۲- (ص.) دشمن، خصم.۳ – بر – عکس، واژگون.

        مخامرت

        (مُ مَ یا مِ رَ) [ ع. مخامره ]
        ۱- (مص م.) آمیختن با هم، نزدیک شدن با یکدیگر، مخالطت کردن.
        ۲- (اِمص.) آمیزش، نزدیکی، مخالطت.

          مخاوف

          (مَ وِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مخوف ؛ چیزهایی که ایجاد بیم و هراس کند.

            مخایل

            (مَ یِ) [ ع. مخائل ] (اِ.)
            ۱- نشانه‌ها، علامت‌ها.
            ۲- ابرهایی که طلیعه باران هستند. ج مخیله.

              پیمایش به بالا