اظهارنامه

(~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فرم مالیاتی، فرمی که از طرف اداره دارایی برای تعیین مالیات کسبه فرستاده می‌شود.

    اظهر

    (اَ هَ) [ ع. ] (ص تف.) ظاهرتر، آشکارتر. ؛~ من الشمس بسیار آشکار، کاملاً واضح.

      اعاجیب

      ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جِ اعجوبه.
      ۲- چیزهای شگفت آور.

        اعادت

        (اِ دَ) [ ع. اعاده ] نک اعاده.

          اعاده

          (اِ دِ) [ ع. اعاده ]
          ۱- (مص م.) بازگفتن، از سر گرفتن.
          ۲- بازگردانیدن.
          ۳- (اِمص.) برگشت.

            اعادی

            (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ اعداء. ججِ عدو؛ دشمنان.

              اعاره

              (اِ رِ) [ ع. اعاره ] (مص م.) عاریت دادن چیزی را به کسی، به عاریت سپردن، ایرمان دادن.

                اعاشه

                (اِ ش ِ یا شَ) [ ع. اعاشه ]
                ۱- (مص ل.) زندگی کردن، معیشت کردن.
                ۲- (مص م.) زنده داشتن، زندگی بخشیدن.
                ۳- (اِ.) گذران.

                  Scroll to Top