مردنی

(مُ دَ) (ص.)
۱- نزدیک به مرگ.
۲- بسیار ضعیف و لاغر.

    مرده خوار

    (~. خا) (ص فا.)
    ۱- لاشخور.
    ۲- کسی که برای خوردن غذا در مراسم ختم و عزاداری شرکت می‌کند.

      مرده ری

      (~. رِ) (اِ مر.) = مردری:
      ۱- مرده ریگ، میراث.
      ۲- مجازاً پست، ناچیز، فرومایه.

        مرده شور

        (~.) (ص فا.) = مرده شوی: کسی که شغلش شستشو و غسل دادن مردگان است.

          مردی

          (مَ) (حامص.)
          ۱- مرد بودن، رجولیت.
          ۲- آراستگی به صفات نیک انسانی.
          ۳- شجاعت، دلاوری.
          ۴- توانایی انجام امور جنسی را با زن داشتن.

            مرذول

            (مَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- ناکس، سفله.
            ۲- فرومایه، پست.

              پیمایش به بالا