مرعی
(مَ عا) [ ع. ] (اِ.) چراگاه. ج. مراعی.
(مَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- گیاهی است از تیره گندمیان که علفی و پایا است و دارای ساقه زیرزمینی افقی و گره داری است که از محل هر گره ریشههای کوچک خارج میشود. سرعت انتشار این گیاه بسیار زیاد است. این گیاه برگهای دراز نوک تیز و غلاف دار به رنگ سبز یا غبارآلود دارد. قسمت مورد استفاده دارویی این گیاه ساقه زیرزمینی آن است که به غلط ریشه خوانده میشود.
۲- سبزه، چمن (وحشی).
(مُ) [ په. ] (اِ.) پرنده. ج. مرغان. به طور عام نام هر جانور بالدار پرنده تخم گذار که بدنش از پر پوشیده شده باشد. مق خروس. ؛قاطی ~ها شدن کنایه از: ازدواج کردن، زن گرفتن. ؛ ~یک پا دارد کنایه از: روی حرف و نظر خود ایستادن، یکدنگی، لجبازی. ؛مثل ~سرکنده کنایه از: بسیار بی قرار و ناآرام.
(~ حَ قُ) [ فا – ع. ] نوعی جغد که در شب برای شکار از لانه خود خارج میشود و صدایش شبیه کلمه «حق» است.
(~ِ سَ قُ) [ فا – ع. ] (اِمر.) مرغی است با پرهای سفید و منقار دراز که در آب شنا میکند و در زیر گردنش کیسهای است که میتواند ۱۰ لیتر آب را در خود جا دهد و گاهی هم ماهیهای شکار شده را در آن ذخیره میکند.
(~ِ شَ) (اِمر.) چوک، مرغ حق، پرندهای است شبیه جغد که خود را از درخت آویزان میکند و پی درپی فریاد میکشد.