مرصود

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- انتظار کشیده شده.
۲- ستاره‌ای که در رصدخانه حرکات و اوضاعش ضبط شده‌است.

    مرض

    (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) ناخوشی، بیماری. ج. امراض.

      مرضی

      (مَ ضا) [ ع. ] (اِ.) جِ مریض ؛ بیماران.

        مرع

        (مَ) [ ع. ] (اِ.) زمین گیاه دار.

          پیمایش به بالا