(مِ رْ وَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- میل سرمه. ۲- آهن حلقه لگام.
(مُ) [ ع. ] (مص ل.) گذشتن، گذر کردن.
(مُ رُ دَ) (مص م.) عادت کردن به چیزی.
(مُ) [ ع. ] (مص ل.) خارج گردیدن از دین و آیین.
(مُ رَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) پالوده شده، صاف شده.
(مُ رَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- صاف کننده. ۲- رواق سازنده، معمار.
(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) روایت شده، نقل شده.
(مِ) [ ع. ] (اِ.) مجرای غذا از حلقوم تا معده.
(مُ) [ ع. مری ء ] ۱- (اِفا.) ریاکننده. ۲- (ص.) گوارا.
(مِ رُ) [ ع. ] (ص.) ۱- شادمان. ۲- خرامنده.