اعتقاد

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) باور داشتن.
۲- گرویدن به یک دین.
۳- (اِمص.) باور، گروش.

    اعتلاء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) برتری یافتن.
    ۲- بلند شدن.
    ۳- (اِمص.) بلندی، برتری.

      اعتلال

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بیمار شدن.
      ۲- بهانه آوردن.
      ۳- (مص م.) کسی را به کاری مشغول داشتن.
      ۴- (اِ.) بیماری، مرض.

        اعتماد

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) تکیه کردن.
        ۲- برگزیدن.
        ۳- کاری را به کسی واگذاشتن.
        ۴- (اِمص.) اطمینان.

          اعتناء

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) اهتمام ورزیدن به کاری.
          ۲- (مص ل.) توجه داشتن به کسی یا کاری.

            اعتناق

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.)دست به گردن یکدیگر انداختن.
            ۲- امری را به گردن گرفتن.
            ۳- (اِمص.) نوازش.

              Scroll to Top