مسترخی

(مُ تَ خا) [ ع. ]
۱- (اِفا.) سست و نرم شونده.
۲- (ص.) سست و نرم، فروهشته.

    مسترفی

    (مُ تَ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) سست و نرم شونده.
    ۲- (ص.) فروهشته، سست و نرم.

      مستزاد

      (مُ تَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- افزون شده، زیاد شده.
      ۲- نوعی شعر که در آخر هر مصراع عبارتی کوتاه شبیه به نثر مسجّع بیفزایند که در معنی با آن مصرع مربوط اما از وزن اصلی شعر خارج و زاید باشد.

        مستسعد

        (مُ تَ ع) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- نیک بختی جوینده، سعادت خواهنده.
        ۲- کسی که چیزی را به فال نیک گیرد.

          پیمایش به بالا