مستنبه

(مُ تَ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- جوینده خبر، طالب آگاهی.
۲- بیدار، هوشیار.

    مستنجم

    (مُ تَ جِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- خواهنده روشنایی.
    ۲- (ص.) روشن، تابان.

      مستند

      (مُ تَ نَ) [ ع. ] (اِمف.) دلیل، مدرک، چیزی که به آن استناد کنند، دارای سند.

        مستنشق

        (مُ تَ ش ِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- نفس از بینی کشنده.
        ۲- آن که آب یا مایعی دیگر در بینی استنشاق کند.

          پیمایش به بالا