مستنظر

(مُ تَ ظِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آنکه مهلت خواهد، مهلت خواهنده.
۲- انتظار دارنده.

    مستنکف

    (مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- سر باز زننده و خودداری کننده از انجام کاری.
    ۲- کسی که از رؤیت احضاریه یا حکم قرار دادگاه خودداری کند.

      مستنیر

      (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) نور جوینده. ستاره‌ای که از خود نور ندارد. مق منیر. ؛ستاره ~ ستاره‌ای که از خود نور ندارد.

        مسته

        (مُ تِ) (اِ.)
        ۱- طعمه جانوران شکاری.
        ۲- غم و اندوه.

          پیمایش به بالا